پدری
از وقتی یادمه عادت داره توی همه چی آب می بنده
ینی اصن یه مدلی ها . رو اعصاب . اما خودش که متوجه نیستش که . فکر می کنه کارش خیلی هم خوب و مطمئن و انسان دوستانس قربونش برم
یادمه یه وسیله هایی بود اون زمانا تو شهر بازی می خریدیم . یه قوطی بود که توش آب و کف و این چیزا بود بعد توشو فوت می کردیم حباب می ساخت . ما هر وقت از اونا می خریدیم می گفت بریم خونه بازی کنین . اینجا می دویین اینور اونور می خورین رو این آسفالتا زمین . خونه که می رسیدیم عملیات آب بستنشو شروع می کرد. واسه همین ما هیچ وقت حباب درست درمون تولید نمی کردیم با فوت هامون .
خلاصه این قضیه آلانا هم ادامه داره . سر غذا قبلش تو آشپزخونه ریز ریز یه کارایی می کنه که مثلن فکر می کنه ما حواسمون نیست . وقتی گلوت خشک می شه و می خوای چند قلوپ دوغ خنک بخوری می فهمی بله مزه ی آب گاز دار و نمک می دن دوغ محترم ! یا مثلا می خوای ظرف بشوری ٫ مایع ظرفشویی رو کج می کنی عین ریق همینطور می ریزه . دریغ از کمی کش آمدن و غلظت داشتن . یا شامپو ها که دیگه خوراکشه .
فکر می کنم پروژه ی بعدی بتادین باشه . بله