عزیزم !

کسی که خار جمع می کنه باید انتظار رفتن تیغ به دستشم داشته باشه

 

 

 

دو دسته آدم هستن

یکی اونایی که وقتی می نویسن حالشون بهتر می شه

یکی اونایی که وقتی می نویسن حالشون بدتر می شه!

 

 

 

عزیزم !

قول می دم اگه یه روزی پیانو دار شدم

جفتتونو اندازه هم دوست داشته باشم

 

 

 

می خوام بدونم آدم با کجاش ٫ عهدش رو می شکونه !؟

 

 

عزیزم !

من و تو که هم رو اینهمه دوست داریم

گرسنه هم نموندیم

سقف هم بالا سرمونه

تحصیل کرده و از اونجور خانواده ها هم که هستیم !

پس من چرا اینهمه غر می زنم ؟

نکنه دارم ادا میام و خودم رو لوس می کنم !؟

آره همینه

دارم ادا میام و خودمو لوس می کنم

من هیچی نیست !

 

 

همه می دونن بدی ٫ بده

همه هم می دونن خوبی ٫ خوبه

اما زور بدی ها همیشه بیشتره

-  =  -  ×  +

 

 

سرنوشت آدم مثه دماغ نیست که بشه عملش کرد ٫ بالا روندش کرد و بعدش حالشو برد ! یه چیزی تو مایه های اندازه ی گردن آدم که تا حالا هیشکی نتونسته این ور  اونورش کنه ! باید بهش عادت کرد !

 

 

 

عزیزم !
من همیشه دنبال یک آدم اجتماعی می گشتم ! اما نه دیگه اینقدر !!!

 

 

همیشه وقتی فکر می کنی دیگه هیچی کم و کسر نیست و اوضاع عزیز به سامونه همون وقت هاست که یه بیلاخ روشن و سر زنده از اون پشت مشت ها خود نمایی می کنه !  

 

 

 

از همه ی داشته هایت که به آن می بالی

خدا را جدا کن ببین چه داری

 

 

من تو را دوست دارم ، تو دیگری را ، دیگری او را

همه تنهاییم
 

 

 

ما به کی نزدیکیم ؟! ما از کی دوریم ؟! ما از چی دوریم ؟! ما به چی نزدیکیم ؟!

 

 

 

آدم حسابی گفت : به آنچه می دانید عمل کنید

 

 

 

تو زندگی اشکال نداره حل بشی ٫ منحل بشی بده !!!

 

 

 

 بعضی وقت ها فکر می کنم من که این همه بدی  و بدخلقی و بد پیشگی سر گرفتم چرا خدا کاری به کارم نداره !؟ چرا یه ذره کاری نمی کنه که به خودم بیام برگردم بیافتم تو مسیر درست !!!  بعد یه چیزی خوندم دلم بد جوری گرفت ٫ گفته بود خدا با اونا که دیگه فراموشش کردن کاری نداره ٫ ولشون کرد به حال خودشون ! وای به حالم!  دیگه مگه واسه یه مخلوق چیزی بدتر از اینهم می شه ؟؟؟

 

 

 خفه شدم بس که از دیروز تا آلان حرص خوردم ! این حرص خوردنم حرص خوردن مد وار اهالی بلاگ و این کوفت و زهر مار بازی ها نیست ها ! نع ! حرص خوردن تند و ماندگاریست که قلب و مغز آتش می زند ! حرص خوردن بی در و پیکر بودن این کشور خراب شده با آدمهای منصب دار گه اش هست ! این یابو های دندان به رنگ آدامس موزی که بودنند ؟ چه بودنند ؟؟؟ از کجا آمده اند !؟؟! حرومی ها جمعیت ملیونی را سه چهار نفر فرض می کنند و سر دسته ی غبار گرفته ی خاکستر ی اشان همه را از دم به ساده لوحی نسبت می دهد !!! هر روز به اندازه ی ۳۶۵ هزار بار آرزو می کنم ای کاش اینجا متولد نمی شدم ! اینجا با این همه کثافت کاری آدمهای ریز و درشتش که هر لحظه هی دم از معیار های بالای اخلاقی می زنند حالم را به بد ترین شیوه به هم می زند ! تف بر ذات و ریشه هایشان که هر چه خوبی و لذیذی را که انسان های نمونه  ٫خاصه با بدبختی قرن هاست حفظ کر ده اند مطاله کرده اند  سختی ها کشیده اند که آیندگان با بوی شرافت بیگانه نباشند را دارند به صورت رقت باری گره کور زده با دمهایشان به قهقرا می کشند