خفه شدم بس که از دیروز تا آلان حرص خوردم ! این حرص خوردنم حرص خوردن مد وار اهالی بلاگ و این کوفت و زهر مار بازی ها نیست ها ! نع ! حرص خوردن تند و ماندگاریست که قلب و مغز آتش می زند ! حرص خوردن بی در و پیکر بودن این کشور خراب شده با آدمهای منصب دار گه اش هست ! این یابو های دندان به رنگ آدامس موزی که بودنند ؟ چه بودنند ؟؟؟ از کجا آمده اند !؟؟! حرومی ها جمعیت ملیونی را سه چهار نفر فرض می کنند و سر دسته ی غبار گرفته ی خاکستر ی اشان همه را از دم به ساده لوحی نسبت می دهد !!! هر روز به اندازه ی ۳۶۵ هزار بار آرزو می کنم ای کاش اینجا متولد نمی شدم ! اینجا با این همه کثافت کاری آدمهای ریز و درشتش که هر لحظه هی دم از معیار های بالای اخلاقی می زنند حالم را به بد ترین شیوه به هم می زند ! تف بر ذات و ریشه هایشان که هر چه خوبی و لذیذی را که انسان های نمونه ٫خاصه با بدبختی قرن هاست حفظ کر ده اند مطاله کرده اند سختی ها کشیده اند که آیندگان با بوی شرافت بیگانه نباشند را دارند به صورت رقت باری گره کور زده با دمهایشان به قهقرا می کشند