یک عده آدمهای موش کور مانندی پرت شده اند توی زندگی ام که هی از هر جایی که رد می شوند هر چه کور سوی امیدی باشد هی خاموش می کنند هی خاموش می کنند هی خاموش می کنند و همچین بی خیال می گذرند که انگار نه انگار حرکتی زده اند و دلی مایوس کرده اند. شاید به خیال خودشان قدم در راه صرفه جویی گذاشته اند اما بی خبر اند از وجود کسی که دلش را سخت خوش می کند حتی به نور بی رمق کبریتی