خ
د
ا
حتی یه دقیقه ام نشست ،همینجوری وایستاده بود
با همون دماغ عقابی بزرگ، چشمای مهربون ریز با موهای نرمی که انتهاشون معلوم نیست...
+ نوشته شده در Wed 4 Apr 2007 ساعت توسط olice
خ
د
ا
حتی یه دقیقه ام نشست ،همینجوری وایستاده بود
با همون دماغ عقابی بزرگ، چشمای مهربون ریز با موهای نرمی که انتهاشون معلوم نیست...